ران و ریندوورژن بونتن درخواستی httpswisgooncomgo

ران و ریندو(ورژن بونتن) درخواستی : https://wisgoon.com/goudarz

Part 1
ا/ت دختر بچه ی ریندو و تنها برادر زاده ی ران بود. مادرش فاحشه بوده و از ا/ت متنفر میشه پس ران و ریندو مادرش رو ول میکنن و از بچگی اون رو پیش خودشون بزرگ میکنن.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با صدای الارم گوشی، ریندو بیدار میشه و به ساعت نگاه میکنه. ۳۰ : ۷
یه کم دراز میمونه و به سقف نگاه می‌کنه و بعد بلند میشه تا بره ا/ت رو بیدار کنه.
از اتاقش خارج میشه که صدای اب میشنوه ، همون موقع از پایین راهرو ا/ت از دستشویی بیرون میاد. ریندو از بالای پله ها نگاهش میکنه و ابرو بالا میندازه.
ریندو با صدایی کمی خواب الود : چه عجب یبار خودت بیدار شدی
ا/ت دو متر میپره هوا و برمیگرده و ریندو رو میبینه.
ا/ت : بابایی! یه اهمی یه اوهومی بفهمم هستی!
ریندو : هه اول صبحی خوب انرژی داری...
ا/ت : اره!
ریندو از پله ها میاد پایین.
ریندو : من میرم دستشویی تو برو اماده شو.
ا/ت : باشه😊
ریندو رفت دستشویی ا/ت هم رفت تو اتاقش. وقتی ریندو از دستشویی برگشت دید ا/ت نشسته روی مبل ، داره جوراب ساق بلندش رو میپوشه و لباس فرم مدرسه اش رو پوشیده و موهاش رو خودش مرتب کرده و کیفش اماده کنار مبل هست. ریندو لبخندی زد و از داشتن همچین دختری خوشحال بود.
ریندو همینحور که سمت اشپز خونه میرفت به ا/ت گفت.
ریندو : پول گذاشتم اگه چیزی خواستی بخر ، صبحونه چی میخوای؟
ا/ت : بابا میدونم میدونم🙄 ، خیر سرم دیگه بزرگ شدم از پس خودم بر میام.
ا/ت پوشیدن حوراب هاش تموم میشه و میره کنار ریندو.
ریندو رو زانوش خم میشع و سر ا/ت رو ناز میکنه.
ریندو : تو هنوز یه کلاس دومی ریزه میزه برای منی کوچولو😆
ا/ت : نخیرممم😤
ریندو خنده ای کرد و ا/ت رو از زمین بلند کرد و روی میز نشوند. بوسه ای به پیشونی ا/ت زد و رفت ظرف غذاش رو براش اماده کرد.
ریندو : بیا کوچولو.
ا/ت از کابینت پایین پرید و رفت پیش ریندو.
ا/ت : ممنون.
از ریندو گرفت و سمت کیفش رفت. ظرف رو توی کیفش گذاشت و منتظر موند تا ریندو اماده بشه. بعد ۳ دقیقه ریندو با موهای مرتب و پیرهن سفید اتو کشیده و شلوار مشکی اومد بیرون و سوییچ رو از روی طاقچه برداشت و به ساعت گرون قیمت مچ دستش نگاه کرد.
ریندو : ۸ . خوبه بیا بریم.
با هم رفتن سوار ماشین شدن و ا/ت هم جلو نشست.
وسط های مسیر :
ا/ت : بابایی.
ریندو : هوم؟
ا/ت : وقتی هرروز این طوری برا رسوندن من تیپ میزنی مامانا رو جذب خودت میکنی هااا
ریندو : عه؟ خب چون جذابم دیگه.
ا/ت : ولی عمو از تو جذاب تره
ریندو : هی! نامرد نباش.
هردو خندیدن.
ریندو ا/ت رو رسوند و باهاش خداحافظی کرد و برگشت خونه
*پرش به زنگ تفریح چهارم *
داشت با دوستش ا/د (اسم دوستت) توی حیاط بازی میکردن و با هم شوخی میکردن که یکی از پسر بچه ها رد شد و به ا/ت تنه زد و غذایی که ریندو خیلی خوشگل براش تزیین کرده بود افتاد و ریخت زمین.
ا/ت : هوشششسش ، چه غلطی میکنی؟
پسره برگشت و با پوزخند نگاهش کرد. چند تا دیگه از پسر ها هم پشت سرش اومدن که میخورد دار و دسته اش باشن ، اونا قلدر های کلاس سومی بودن!
ا/د : معلومه چه گوهی میخورین؟ ازش معذرت بخواه!
پسره(ا/پ) : هه ، ببین کی اینجاست ، دختر خرپوله هست.
یکی از پشت سرش : همون جنده ؟
ا/پ(اسم پسره) : اره همونه ، با اون رفیق ایکبیریش.
ا/ت عصبی شد و دستش رو مشت کرد .
ا/ت : عوضی! جرعت داری یبار دیگه راجب ا/د بد بگو!
ا/پ : با سنپایت درست حرف بزن جنده.
ا/د : ا/ت نمیخواد بخاطر من عصبی شی!
ا/ت : اون داره زیادی گوه میخوره!
ا/پ : دلت دعوا میخواد جندههه؟؟؟
ا/ت صبرش سر اومد و یه مشت محکم که از ریندو یاد گرفته بود به صورت ا/پ زد.(بابای نمونه👌)
دماغ ا/پ خون اومد و روی زمین افتاد.
ا/پ صورتشو گرفت : لعنت بهت! زندت نمیزارم.
ا/ت : مردی بیا جلو حرومی!
ا/پ بلند شد و یه مشت ا/ت زد ولی ا/ت نیفتاد و سمتش حمله کرد که ا/د از پشت ا/ت رو گرفت.
ا/د : ا/ت شر راه ننداز! ایا ارزششو ندارن بیا بریم!
ا/ت که عصبی بود دست و پا میزد.
ا/ت : ولم کن! میخوام بزنمش! گوزوی کونی کون نشسته کون پتی! میزنم تو دهنت ا/پ!
همون موقع زنگ کلاس خورد.
ا/پ : کوچولو شانس اوردی وگرنه تا الان دوستت باید جنازتو جمع میکرد.
ا/د : محلشون نزار بیا بریم.
ا/ت : فقط بخاطر تو .
ا/ت و ا/د رفتن سر کلاس و اونا هم رفتن.
وسط های کلاس صدای در اومد.
معلم تدریس رو متوقف کرد : بفرمایید.
در نیمه باز شد و چهره مامان ا/د معلوم شد.
م/د(مامان دوستت): سلام خانم ا/م(اسم معلمت) با اجازه مدیر مدرسه میخواستم بهتون بگم که میخوام ا/د رو ببرم ، مشکلی نیست؟
ا/م : نه مشکلی نیست. ا/د جان وسایل هات رو جمع کن میتونی بری.

پایانننن پارت ۱
نظرتون؟
دیدگاه ها (۱۱)

خب خب از اونجایی که من عجولم صبر ندادم ۲۰ نفر رای بدن رای اک...

part 2ا/ت طوری گفت که فقط ا/د بشنوه در حالی که ا/د وسایل هاش...

۳۵۰ تایی شدیمممممموییییییچند تا از درخواستی ها رو دارم مینوی...

سم یافتم از خود انیمههههه😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂

پارت نمیدونم چند ......ا/ت از اتاق ریندو میره پیش سانزو و با...

نام نام نام چرا انقدر زود ۱۰ تا شد ؟؟ریندو : کسی رو دوست دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط