اوراق خالی و دلی لبریز دارم

اوراق خالی و دلی لبریز دارم
قد تمام سال‌ها پاییز دارم
دار و ندارم را به یغما برد دنیا
یعنی که بختی بدتر از چنگیز دارم
باقی نماند از تو مرا چیزی به غیر از
دفترچه‌ی خیسی که روی میز دارم
هی اشک می‌ریزم تو را هی می‌سرایم
من در سرودن‌ها چه افت و خیز دارم
هر روز صحبت از تو و نامهربانیتْ
با بوته‌های سبزِ در جالیز دارم
از سهم دریای تو من ، تنها و تنها
موج غم و گرداب رعب‌انگیز دارم ...
دیدگاه ها (۱۴)

با گوشه ی چشمی همه ی بار و برم سوختآتش به دلم ریخت و کل ثمرم...

. ﻭﻗـــﺘﯽ ﺣـﺲ ﻣﯿﮑــــﻨﻢ جاﯾﯽ ﺩﺭ ﺍﯾـﻦ ﮐﺮِﻩ ﯼ خاکی ...

کُجا  رَفتی گُلِ سُرخ و سِپیدَمکُجا رَفتی گُلِ رویَت نَچی...

شَوَم باران  و بَر بامَت بِریزمروان بَر کاسه و جامَت بِر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط