تواضع ز گردن فرازان نکوست

تواضع ز گردن فرازان نکوست
گدا گر تواضع کند خوی اوست
دیدگاه ها (۲)

هان مَشو نومید چون واقِف نِه‌ای از سِرِّ غیبباشد اندر پرده ب...

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از ...

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

«علی؛ گیوتینِ حَد بر گردنِ مسئولِ خائن، به ترازِ بهرام محمدی...

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

درسهایی که باید از این اشعار گرفت و فهمید و درک کرد...

ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصابر رخت نظاره‌ها را لغزش از ج...

«علی؛ گیوتینِ حَد بر گردنِ مسئولِ خائن، به ترازِ بهرام محمدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط