خدایا.....؟

خدایا.....؟

آغوشت را امشب ب من میدهی....

برای گفتن....!

چیزی ندارم........

اما برای شنفتن حرف های تو ؛

گوش بسیار.....

می شود من بغض کنم.....!

تو بگویی :

مگر خدایت نباشد ک تو اینگونه بغض

کنی.....

میشود من بگویم خدایا......؟

تو بگویی :

جان دلم.......

میشود بیایی.......!؟

تمنا میکنه م دلم تنگ س.....!
دیدگاه ها (۲)

پارت ۵

Anya x Damian پارت۶۰

مهمونی خطرناک پارت = 2وقتی قرار داد رو بستیم سریع از شرکت زد...

معامله p21جونگ‌کوک چند لحظه در سکوت نشست.بعد نفس عمیقی کشید....

تک پارتی (چه عرض کنم چندپارتی)غمگین:وقتی تصادف میکنید و تو.....

professor Riddle, p31

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.16(پایان فلش بک)کو...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.1ا.ت:کوکیییکوک:جانم پیشی کوچولوی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط