نــہ تــرسے בر نـگـاھـش

نــہ تــرسے בر نـگـاھـش
نــہ اضـطـرابے בر פּجـوבش
نــہ عـشـقے בر سـرش
نــہ בرבے בر בلـش
فـقـط شـبـیـہ oــن قـــבم oــے زنـב،
ســایــہ ام،
خــوش بــہ حــالـش...
دیدگاه ها (۲)

behtarin naghashie badani ke didam..

رابـطه ها در دو حـالـت قشـنگ میـشـن:اول:پیـدا کـردن شــــباه...

بـــرای بـــعضی دردها... نـــه می توان گریــــه کرد ، نــــ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p35نینا نفس عمیقی کشید و از پشت ستون بیرو...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p14اما نینا...حتی یک بار هم برنگشت تا مرد...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۸‌نور سپیده‌ی صبح، ا...

پارت ۲۶ صبح روز بعد...آریانا از لحظه‌ای که از خانه بیرون آمد...

اسم : عشقی گمشده در تاریکی جنگل پارت ۱۳ولنتینو «واکس گفت اگه...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۶: خبرآشپزخانه هنوز شلوغ بود.خدمتکارها ظر...

~عشق و جدایی~~فصل دوم~Part:"13"ویو کوک×دیر کردی....خیلی دیر ...

پارت چهاردهم خونه تهیونگ رسید خونه به سرعت رفت سمت اتاق جونگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط