فیک مربی بوکس من

فیک مربی بوکس من
پارت۸

علامت کوک_

علامت ا/ت+


ویو کوک
۱۰ مین استراحت دادم .....دیدم تا میخواست آب بخوره....افتاد زمین و بیهوش شد.....
سریع براید استایل بغلش کردم و بردمش توی ماشین.....
خودمم پشت فرمون نشستم و شروع کردم به رانندگی.....با سرعت زیاد به سمت بیمارستان رفتم.....
وقتی رسیدم اونجا بازم براید استایل بغلش کردم و برمش توی بیمارستان .....
پرستار اومد....(علامت پرستار ×)
× بزارید اینجا روی اون تخت.....
_ چشم
گذاشتمش روی تخت.....پرستار چکش کرد‌.....
×ایشون فقط بدنشون یکم ضعیفه و بخاطر همین غش کردن من براشون یه سُرم میزنم .....وقتی سرمشون تموم شد میتونید ببریدش....
_ممنون

ویو ا/ت
بیدار شدم دیدم.....کنارم نشسته بود.....
+من کجام؟(با درد و بیحالی)
_ توی بیمارستان
+با همون بی حالی نشستم توی تخت و سرمی که به دستم وصل بود و کندم.....
_چیکار میکنی؟
+......
_با عصبانیت چیکار میکنی؟؟
+هیچی قفط دارم میرم خونه....با درد و بیحالی
_ پرستار گفت ضعیف شدی....
+....خب یه چند روزیه کم غذا میخورم ...فکر کنم بخاطر اینه...
_ میخواستی بیای باشگاه غذا خوردی؟
+آره......کم خوردم....آروم با خودم زمزمه کردم مگه برات مهمه.....
_چی گفتی؟
+گفتم کم غذا خوردن......
_نه یه چیز دیگه گفتی!
+سرم درد میکرد با دستم گرفتم و گفتم هیچی هیچی فقط بزار برم.....
_شنیدم چی گفتی خب حتما برام مهمه که میپرسم .....خب اگه اصرار داری بزار برسونمت.....شبه دیر وقته .....خطرناکه
+باشه
_خب بزار کمکت کنم ....
+چون نمیتونستم راه برم....دستم و گرفت تا کمکم کنه.....دستم و از دستش کشیدم بیرون و گفتم نمیخواد خودم میتونم راه برم .....وقتی دستم و ول کرد سرم گیج رفت ....میخواستم بیوفتم که یهو دستم و گرفت نزاشت بیوفتم....
_چرا انقدر لجبازی.....
+......
_کمکش گردم و بردمش توی ماشین.....

ممنون از حمایت ها
دیدگاه ها (۴)

فیک مربی بوکس منپارت ۹_کمکش کردم و بردمش توی ماشین نشست....و...

فیک مربی بوکس من پارت ۱۰+پاهام سست شد داشتم میوفتادم زمین که...

فیک مربی بوکس من پارت ۷کوک: بیا اینجا......بشین نشستم روی صن...

فیک مربی بوکس منپارت ۶رسیدیم و من از ماشین پیاده شدم و تشکر ...

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۲۴

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط