تا حالا اَز خودِت پُرسیدے

تا حالا اَز خودِت پُرسیدے
چِراهَمیشِه
سَرِش دَردمیکُنِه؟
چِرا هَمیشِه
آستینِ لِباساشو تا نُکِ
اَنگُش تاش میکِشِه پایین؟
تا حالا فِکر کَردے چِرا
یِهو بِه ےگوشِه خیرِه میشِه؟
چِرا تَرجیح میدِه
هَمَش خونِه بِمونِه!
چِرا سَرِش هَمیشِه تو گوشےِ!
تا حالا سَعی کَردے
بِفَهمی چِرا؟؟؟؟
لَبخَنداےِ کَج و کولِه میزَنِه؟
تا حالا شُدِه
وَقتے دارے
بِه خَندَش نِگاه میکُنے
بِه چِشاشَم نِگاه کُنے
و بِبینے همَخونے
نَدارَن باهَم؟!
تا حالا شُدِه
بیشتَر اَز ےبار
اَزَش بِپُرسے چِشِه؟
اَلَکے!!!!!
اِسمِ خودِتونو نَذارین
"خواهَر"،
"دوست"،
"رِفیق"،
"عِشق"

#الهــــہ :)
دیدگاه ها (۵)

حالا فاصله‌تون خیلی کمتر بود.و تو تونستی صورتش رو ببینی.چشم‌...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۰: «راز...

دختر ماه و پسر خورشید ادامه پارت سوم

پارت سوم: پیام ناشناسصبح روز بعد، فرودگاه شلوغ‌تر از همیشه ب...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۲: «تاج...

# فصل اول: اعتراف در تاریکینمای بیرونی ویلای پدر سینا، زیر ن...

#تکپارتیموضوع:(وقتی برای اولین بار بدون میکاپ مارو میبینن و ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۸: «باز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط