بادشکن پارت ۱۱

بادشکن پارت ۱۱
تسوباکی: اخرین باری که دیدیمش فکر کنم ۱ سال پیش بود
اومه میا: نمیتونیم بگیم بیاد فورین باید یه جای دیگه همو ببینیم............
اوریو: خب از شهر کی محافظت کنه؟ (یکی از دو قلو هایی که زیر دست تسوباکی ان)
اومه میا: هه ساکورا و کاجی هستن برم بهشون بگم که.......
هیراگی: اومه میا بری بهشون بگی خودم کشتمت

هیراگی از جیبش قرص هایش را بر میدارد و ۴ را میخورد.

اومه میا: ای بابا باشه فقط میگم مراقب باشن

𖣐𖣐𖣐𖣐𖣐𖣐𖣐𖣐𖣐𖣐𖣐𖣐𖣐𖣐

بلندگو: ساکورااااا کاجییییییی سوگیشتااااااا و زیر دستاشونننننن بیاینننن پشتتت بوممممممم
_خفه شووووو اومه میاااااااا
هاروکا: گوشام کر شد..... حالا برای چی من؟
نیره:ساکورا_سان ........ حس خوبی به این قضیه ندارم
سئو: اوم بنظرتون چی شده؟
هاروکا: حالا چرا باید اینم باشههه (اشاره ی سوگیشتا جان)
نیره:ساکورا_سان نباید اینجوری بگی

هاروکا و سوگیشتا به یکدیگر اخم میکنند و به سمت پشت بام میروند. انجا کاجی و زیر دستانش هم بود.

نیره: کاجی_سان میدونی برای چی اینجاییم؟

کاجی سرش را به سمت راست و چپ می چرخاند که به معنی نه است. نیره کمی اخم میکند و دفترش را باز میکند و شروع به نوشتن میکند.

هاروکا: چی مینویسی؟
.........
سئو: نیره_کون؟
........
هاروکا: نیرههههه
نیره: وای..... چی شده ساکورا_سان؟
هاروکا: میخوای بفهمی چی شدهههه

خب خب این رو بخونید اون یکی هم دارم مینویسم.........
میشه یکی بره به نویسنده ی بادشکن اسم لعنتیش رو یادم رف بگه که سئو بود سان فی بود من الان کدومو بگم وای... خب خلاصه که سئو و ساکورا رو بهم برسونه؟ تروخدا دیگه نمیتوانم توان ندارم😭
دیدگاه ها (۰)

باد شکن پارت ۱۲هاروکا با اعصاب به هم ریخته به سمت نیره میرود...

یکی انگیزه بده پارت بدمدارم از شدت غم و افسردگی میمیرممموایی...

خبر از بادشکن دارم یاه یاهخب ببینید بخاطر چپتر های جدید فن ه...

نتا برام درست شده نانایدارم تو ایده برای بادشکن خفه میشمولی ...

بادشکن پارت ۲۴هاروکا: ........... یعنی تو واقعا این رو میخوا...

بادشکن ۲۸سئو همراه ۲ نوشیدنی به طرف هاروکا رفت اما باز هم او...

بادشکن پارت ۲۶تقریبا ۲ ماه و نیم میگذردسئو و هاروکا به هم نز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط