طاقتشو داری بخونیییی؟

طاقتشو داری بخونیییی؟

یه روزی

قلب من ♥

فقط مال یکی بود...

اون یه نفر

قلبمو شیکوند و رفت...

خودم تنهایی رفتمو تیکه هاشو جمع کردم...

خواستم به هم بچسبونمشون نشد...

دستم با تیکه های قلبم ، زخم شد...

اشک ریختم...

ناراحت شدم...

دلگیر شدم از کسی که قلبمو به اون روز انداخت...

آدم های زیادی اومدن تا قلبمو ازم بگیرنو برام درستش کنن...

اما دست اونارو هم بریدم و قلبشونو انداختم زیر پام...

دلم میخواست همه مثل خودم زخم خورده بشن...

تا روزی که دلم عشق خواست...

اون موقع کسی نمیتونست قلب شکستمو نگه داره چون زخمیش میکردم...

پس هر تیکه از قلبمو دادم به یکی...

اسممو گذاشتن لاشی.
دیدگاه ها (۱)

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

یه زمانی قلبمو گذاشتم کف دست یکیکه فکر میکردم جای امنیه...دو...

سلام فرشته‌های منخوبین؟ خب...🫠فکر کنم همون چیزی شد که خودم گ...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

سناریو:زخم التیامی/ادامه پارت ۴_امروز شنبه. چند روزی میشه که...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:8ویو جونگکوک ...

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: 1(وی...

محو زیبایی او پارت ۴۲ویو ته رزا داشت به اون دوتا که پایین دا...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط