بر عرش و زمین شمس درخشان آمد

بر عرش و زمین شمس درخشان آمد

از جانب مکه بوی ریحان آمد/

در قلب جهالت یک تشعشع از نور/

از بهر هدایت سوی انسان آمد

/از هیبت و نامش،طاق کسری لرزید/

بر آدمیان دلیل و برهان آمد/ب

ا تیر نگاهش،قرص ماهی را شکافت/

بی پرده بگویم خود فرقان آمد

/ناخواند کتاب و مکتبی نیز نرفت/

لیکن همه کار بر وی آسان آمد/

رب گفت بخوان نام خداوندت را/

او گفت به چشم و قصه پایان آمد/

او آمد و خلق را ز گمراهی راند/

کوهی ز بلا به سوی شیطان آمد/

ای ‘منتظر’ خفته به خواب غفلت

/برخیز و ببین علت قرآن آمد
دیدگاه ها (۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط