به من گفت او:«لبی باید بوسید»

به من گفت او:«لبی باید بوسید»
بدو گفتم من:«لبِ مارِ شکست را!رسوایی را»!...
لرزید واز روءیایش به درآمد،
من خندیدم
و او رنجید،،
پشتش را به من کرد،با این که انجامش،،،خطا بود
دیدگاه ها (۱)

ادامه پارت 194و دو طرف صورتش رو گرفتم و لباش رو بوسیدم. با ل...

سفیر کبیر Grand Ambassador

چند پارتی درخواستی

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟒صبح روز بعدمانیا طبق معمول با سینی غذا و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط