وقتی عضو نهمی و اونا تو یه بازی مجبورن بغلت کنن (علامت ا/
وقتی عضو نهمی و اونا تو یه بازی مجبورن بغلت کنن (علامت ا/ت + علامت اعضا-)
(چان)
از پشت بغلت میکنه و با اون لبخند های خفنش برات میزنه و نگات میکنه
-دوست دارم، امروز اتفاق های خوبی قرار نیست بی افته!
+یااا...
(لینو)
فقط بغلت میکنه و هیچی نمیگه اما یه دستی به لبات میکشه و پوزخند کوچیکی میزنه
-تو اتاق میبینمت
+چ-چرا...؟(از اون فکرای منحرفیت کردی)
(چانگبین)
گلی که برای دکور گذاشته بودن رو برداشت و برات زانو زد و بغلت هم کرد
-بیبی، امروز کار داریما...
+کار؟ حتما.... ولی.... اه...
ثم
(هیونجین)
بغلت میکنه و یه عاشقتم کوچیک بهت میگه و اخرش از روی لپ بوست میکنه
-بیب، شب اذیتم نکن چون... بله دیگه...
+اه.. اکی
(هان)
لپاتو کشید و بغلت کرد و اروم موهات رو نوازش کرد
-عزیزم، انقدر کیوت شدی که من رو کشتی
+تو هم کیوتی... نمیدونستی؟
(فلیکس)
موهات رو نوازش کرد و چشم تو چشم بهت نگاه کرد و بعد ده دقیقه به لبات نگاه کرد
-بیبی، جرا اون لبات انقدر خوشمزه به نظر میرسه؟
+میخایش؟
(سونگمین)
اومد جلوت و فقط نگات میکرد که یهو لینو میاد و سر سونگمین هل میده و این باعث میشه سونگمین و تو بی افتید اما سونگمین سرش قشنگ روی سینت بود
-ایی.. سرم... اه...(خودشو روی سینت دید) چرااا...
+بیبی، لطفا برو اونور
(جونگین)
یه پوزخند شیطانی زد و بغلت کرد اما دست راستش روی گردنت بود و تو چون برای 2 سال باهاش زندگی کردی معنی تمام این کار هاشو میدونستی بخاطر همین تو هم دستت رو روی لپش گذاشتی
-انجام میدیم، ها؟
+حتما...
(چان)
از پشت بغلت میکنه و با اون لبخند های خفنش برات میزنه و نگات میکنه
-دوست دارم، امروز اتفاق های خوبی قرار نیست بی افته!
+یااا...
(لینو)
فقط بغلت میکنه و هیچی نمیگه اما یه دستی به لبات میکشه و پوزخند کوچیکی میزنه
-تو اتاق میبینمت
+چ-چرا...؟(از اون فکرای منحرفیت کردی)
(چانگبین)
گلی که برای دکور گذاشته بودن رو برداشت و برات زانو زد و بغلت هم کرد
-بیبی، امروز کار داریما...
+کار؟ حتما.... ولی.... اه...
ثم
(هیونجین)
بغلت میکنه و یه عاشقتم کوچیک بهت میگه و اخرش از روی لپ بوست میکنه
-بیب، شب اذیتم نکن چون... بله دیگه...
+اه.. اکی
(هان)
لپاتو کشید و بغلت کرد و اروم موهات رو نوازش کرد
-عزیزم، انقدر کیوت شدی که من رو کشتی
+تو هم کیوتی... نمیدونستی؟
(فلیکس)
موهات رو نوازش کرد و چشم تو چشم بهت نگاه کرد و بعد ده دقیقه به لبات نگاه کرد
-بیبی، جرا اون لبات انقدر خوشمزه به نظر میرسه؟
+میخایش؟
(سونگمین)
اومد جلوت و فقط نگات میکرد که یهو لینو میاد و سر سونگمین هل میده و این باعث میشه سونگمین و تو بی افتید اما سونگمین سرش قشنگ روی سینت بود
-ایی.. سرم... اه...(خودشو روی سینت دید) چرااا...
+بیبی، لطفا برو اونور
(جونگین)
یه پوزخند شیطانی زد و بغلت کرد اما دست راستش روی گردنت بود و تو چون برای 2 سال باهاش زندگی کردی معنی تمام این کار هاشو میدونستی بخاطر همین تو هم دستت رو روی لپش گذاشتی
-انجام میدیم، ها؟
+حتما...
- ۲۶.۴k
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط