عادت کرده ام به تو

عادت کرده ام به تو
به کم بودنت
به دوست داشتنی که برای من نیست!
عادت کرده ام بروی ...
برگردی...
ببخشم و تکرار کنم
این حماقت بی پایان را!
عادت کرده ام به چشم هایت...
به سردیِ مطلقی که دلم را می لرزاند.
نامهربانم!
روزی خواهی رفت...

و برایت خواهم نوشت :

"گاهی هم، ترک عادت موجب مرض نمیشود"
دیدگاه ها (۱)

لبخند توچراغِ این زندگی ست بخندے روشن نخند ے ...،ث

طوری در دلت می نشینمکه کسی به غیر منجا نشود .

اگر مرا دوست نداشته باشیدراز می کشم و می میرم...مرگ ؛نه سفری...

ازمیان تمام چیزهایی که دیده امتنها تویی که میخواهم به دیدن ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط