فیک عشق ناخواسته

"فیک عشق ناخواسته"
پارت ۱۰
گوشی قطع کردمو گذاشتمش رو میز سرمو چرخوندم سمت تخت که نگام روش قفل شد هرکاری کردم نتونستم نگاهمو ازش بردارم ولی خیلی کیوته. وای من چی دارم میگم مطمئنم خل شدم ولی یه احساس عجیبی دارم. داشتم فک میکردم که یهو یکی رو صورتم آب پاشید.
کوک: عههه کی این کارو کرد.
د.ج: من.
کوک: تو کی اومدی؟
د.ج: همین چند دقیقه پیش اومدم دیدم تو فکری هرکاری کردم نتونستم از فک درت بیارم که دیگه گفتم روت آب بریزم. حالا چت که خبرم کردی؟
کوک: من هیچیم نشده(به ا/ت اشاره میکنه) اون مریضته.
د.ج: یاااااااااا چیکار کردی با دختر بدبخت(داد)
کوک:هیونگ یکم آروم کر شدم.زخماش کاره منه ولی وقتیرفتم سمتش یهو خودش غش این کاره من نبود حالا معاینش کن ببین چشه.
د.ج: لازم نکرده تو کارمو بهم بگی.
رفت سمت ا/ت. اونو معاینش کرد........
دیدگاه ها (۷)

"فیک عشق ناخواسته" پارت ۱۱ معاینش کرد. کوک: چیشده؟(نگران) د....

"فیک عشق ناخواسته" پارت ۱۲د.ج:خب دیگه من برم اینم یه نسخه از...

"فیک عشق ناخواسته" پارت۹"ویوی ا/ت" همین جوری جیغ میزدم که در...

"فیک عشق ناخواسته" پارت ۸"ویوی کوک" تمامه خدمتکارارو جمع کرد...

خونآشام من

Part 18کوک ویوپشیمون شدم که اون روز با ا،ت اونجوری حرف زدم ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط