سردرگمم، نمیدونم میخام چیکار کنم، نمیدونم هدفم چیه، فقط م
سردرگمم، نمیدونم میخام چیکار کنم، نمیدونم هدفم چیه، فقط مثل ی جنازه رو تخت میخابم و نفس میکشم و گاهی حرکت میکنم تا نشون بدم هنوز زندم. دوست دارم دلیلی برای ادامه زندگی پیدا کنم، دلیلی ک شبها با ذوق بخابم و روزا با ذوق از خاب بیدار شم اما همچین دلیلی به سمتم نمیاد، انگار خیلی وقته ک اینجا خبری از امید نیست، انگار اینجا مثلث برموداس ک همه میترسن برای کمک به سمتش بیان ک مبادا بلعیده بشن. نمیدونم تا کِی قراره اینطور پیش بره..مخصوصا ازخیلی ها دراینجا بیش ازحد دلگیرم و......
- ۱.۹k
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط