#داستان کوتاه

#داستان کوتاه

روزی فیل با سرعت از جنگل می گریخت!
سبب را پرسیدند گفت:
شیر دستور داده تا گردن همه زرافه ها را بزنند!
گفتند: تو را چه به زرافه؟! تو که فیل هستی پس چرا نگرانی؟!

گفت: بله من میدانم که فیل هستم؛ اما جناب شیر، الاغ را به پیگیری این دستور مأموریت داده!!

وقتی مأموریت مهم را بر دوش افراد بی سواد، بیشعور و نادان میگذارند،

نتیجه فاجعه بار خواهد بود!
دیدگاه ها (۵)

حق الناس ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺳﺮ ﺳﺒﺰ ﻭ ﺷﺎﺩﺍﺏ ﺣﮑﻤﺮﺍنی ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺭﻭﺯﯼ ...

مادر..دکتری برای خواستگاری دختری رفت ولی دختر او را رد کرد و...

شخصی به دارالحکومه رفت و گفت:از کسی پولی طلب دارم. و پس نمی ...

اصولگرایان تبلیغ می‌کنندکه انتخاب لاریجانی برای ریاست مجلس ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط