با تو یک شب بنشینیم و شرابـــــــی بخوریم

با تو یک شب بنشینیم و شرابـــــــی بخوریم
آتش آلود و جگر سوخته آبـــــــــــی بخوریم
در کنار تو بیفتیم چو گیســـــــــوی تو مست
دست در گردنت آویخته تابـــــــــــی بخوریم
بوسه با وسوسه ی وصل دلارام خوش است
باده با زمزمه ی چنگ و ربابـــــــی بخوریم
سپر از سایه ی خورشید قدح کـن زان پیش
کز کماندار فلک تـــــیر شهــــــــابی بخوریم

پیش چشم تو بمیــــــرم که مست است ، بیا
تا به خوش باشی مستــان می نابی بخوریم
صله ی سایه همین جرعه ی جام لب توست
غزلی نغز بخوانیم و شرابــــــــــی بخوریم
دیدگاه ها (۶)

.باران که میبارد جدایی درد دارد...دل کندن از یک آشنایی درد د...

خخخخخ بنده خدارو باش

ساعت صفر است و ما هم عاشق لب های توتا ابد عشق است و ما هم ، ...

ای که با عطر تنت شور به جانم دادیحس بوییدن  گل  را به خزانم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط