چشم هایت را می بوسم ، میدانم

چشم هایت را می بوسم ، میدانم
هیچ کس هیچ گاه........ در هیچ لحظه ای از آفرینش آنچه را که من ،
در گرگ و میش نگاه تو دیدم نخواهد دید......
چشم هایت را می بوسم ......
و زیر بارانی از واژه های تکراری تازه می شوم
بعدها ....
کسی دفتر شعرم را پاره می کند...!
نام تو همه ی جغرافیای رنجهایم را طی می کند و جاودانه می شوی ....
در وجودم بیهوده در انتظار منشین که هرگز برایت مرثیه نخواهم گفت ...
تو در منی برای همیشه.......
دیدگاه ها (۲)

من هنوزم عاشقم اما تو عاشق نیستیسینه خشک مرا حتی شقایق نیستی...

هوای عاشقی ، یارا هوای دیگری داردسکوت چشمها...

به دلم افتاده امشب ، که به یاد من نشستیپلک تــو سنگین خوابه ...

ﺣﻴﻒِ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺭﺍﻥ ، ﻛﻪ ﻫﺴﺖ ﻭ ، ﻳﺎﺭ ﻧﻴﺴﺖ ............... ﺯﻳﺮ ﺑﺎﺭ...

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

برای تو که از مرگ ارزشمند تر و از جان خوار تر بودی :حالم خوش...

نمیبخشمت p.21

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط