پهن شد سفره ی احسان همه را بخشدی
پهن شد سفره ی احسان، همه را بخشيدی
باز با لطف فراوان همه را بخشيدی
ابر وقتی كه ببارد همه جا می بارد
رحمتت ريخت و يكسان همه را بخشيدی
گفته بودند به ما سخت نميگيری تو
همه ديديم چه آسان همه را بخشيدی
يك نفر توبه كند با همه خو ميگيری
يك نفر گشت پشيمان همه را بخشيدی
اين گنهكاری امروز مرا نيز ببخش
تو كه ايام قديم ، آنهمه را بخشيدی
داشت كارم گره ميخورد ولی تا گفتم
" جان آقای خراسان " همه را بخشيدی
بي سبب نيست شب جمعه شب رحمت شد
مادري گفت "حسين جان " همه را بخشيدی
باز با لطف فراوان همه را بخشيدی
ابر وقتی كه ببارد همه جا می بارد
رحمتت ريخت و يكسان همه را بخشيدی
گفته بودند به ما سخت نميگيری تو
همه ديديم چه آسان همه را بخشيدی
يك نفر توبه كند با همه خو ميگيری
يك نفر گشت پشيمان همه را بخشيدی
اين گنهكاری امروز مرا نيز ببخش
تو كه ايام قديم ، آنهمه را بخشيدی
داشت كارم گره ميخورد ولی تا گفتم
" جان آقای خراسان " همه را بخشيدی
بي سبب نيست شب جمعه شب رحمت شد
مادري گفت "حسين جان " همه را بخشيدی
- ۳۸۱
- ۲۷ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط