پارت 52:

پارت 52:
ان سوی لبخند ها

یه دفعه میون این همه هرج و مرج تاکه میچی متوجه یک چیز شد متوجه دو نفر

دو نفر که روی دیوار مدرسه نشسته بودن و تقریباً با ذوق و شوق در مورد چیزی صحبت میکردن که تاکه میچی نمیشنید

سوزومه و یکی از اعضای تومان

خیلی کم دیده بود انها با هم صحبت کنن ولی الان و از این زاویه که نگاه میکرد صمیمی و نزدیک به نظر میرسیدن

سوزومه پیرن سفید مدرسه را با کراوات پوشیده بود و شلوار جین سیاه رو به روی اون عضو تومان روی دیوار نشسته بود و با لبخند چشم بسه ای به خوبی حرف هایش را گوش میداد

پسرِ عضو تومان لباس مدرسه به تن داشت مثل همیشه ماسک زده بود ولی با ذوق چیزی را تعریف میکرد مشخصاً پشت ماسک لبخند زده بود دست هایش به اسمان بلند کرده بود و تکان تکان میداد و همزامان خاطره اش را تعریف میکرد

تاکه میچی به زیر دیواری رفت که انها رویش بودند و دوست دایش را در حیاط تنها گذاشت

تاکه میچی: سوزومه چان!

پسرِ عضو تومان با شنیدن صدا ساکت شد دست هایش را پایین اورد و با چشم های که نگاهش یخ را نصف میکرد به تاکه میچی نگاه کرد سوزومه هم صاف تر نشست و به تاکه میچی لبخند زد مرموزی زد

تاکه میچی می‌دانست زیر ان لبخند اطلاعات زیادی است که به همه انها نیاز دارد
-ـ-ـ-ـ-ـ-
سوزومه و پسرک از دیوار پایین پریدن پسرِ عضو تومان با همان قیافه یخی به انها خیره شد حالت چهره و رفتارش فرسنگ ها با چند لحظه قبل که با سوزومه حرف میزد فاصله داشت

سوزومه با چهره ای که هیچ چیز نمیشد از ان خواند پرسید : خب ؟

تاکه میچی سر کج کرد: خب چی ؟

سوزومه: چی میخواستی بپرسی ؟

تاکه میچی تازه منظور سوزومه را فهمید

سوزومه: معمولاً تا کسی کاری با کسی دیگه نداشته باشه صداش نمیکنه

تاکه میچی شروع به توضیح دادن کرد: سوزومه...توی‌ جلسه تومان تو گفتی همه اعضای نسل s_62 هستند به غیر از یه مورد استثنا

سوزومه ابروی بالا انداخت: خب ؟ اره گفتم تک تک کلماتم رو یادمه

تاکه میچی: من...من راجب این نسل خلافکار ها تحقیق کردم اما نفهمیدم اون مورد استثنا کیه

سوزومه سرش را کج کرد و سعی کرد پوزخندش را پنهان کند

سوزومه: خب پس بزار ببینم...تو حرف منو به‌عنوان یه مسابقه « هر کی زود تر مورد استثنا رو پیدا کنه برندست» برداشت کردی و بعد شروع کردی به تحقیق .

تاکه میچی از دامی که در ان گیر افتاده بود متنفر بود سوزومه از او دقت بیشتری داشت خوب‌ حواس پرتی ایجاد میکرد و خوب بلد بود سوال را با سوال جواب بدهد

تاکه میچی فکر کرد « باید توضیح بدم و سوزومه رو هم وارد گروه کنم تا با هم اینده رو عوض کنیم»

تاکه میچی: عم...خب من این تحقیق رو برا-

سوزومه پرید وسط انگار از اول میدانست یا شاید هیچ اهمیتی برایش نداشت

سوزومه: مورد استثنایی نسل s_62 مدت ها پیش از اونجا رفته دیگه هیچ وقت هم برنمی‌گرده قبل از رفتن تمام اطلاعات مربوط به خودش رو نابود کرد...بعد از رفتنش اعضا سعی کردن از اون به خاطر اینکه رفته بود متنفر بشن..ولی...

تاکه میچی حرف سوزومه رو کامل کرد: ولی اونها خیلی باهاش صمیمی بودند پس نتونستند متنفر بشن ؟ مگه نه...

سوزومه سری به معنای اره تکون داد چشم هایش حالا که به تاکه میچی خیره شده بود تهی به نظر میرسید

سوزومه بعد از لحظه ای از ان خلسه بیرون آمد و نفس عمیقی کشید و لبخند زد انگار فکر میکرد میتواند همه چیز را پشت ان لبخند پنهان کند

سوزومه: در کل نگران نباش من مورد استثنا رو میشناسم....مدت ها میشه مبارزه نکرده

تاکه میچی: واقعا؟ پس میشه باهاش صحبت کنم ؟ برای اطلاعات بیشتر از نسل s_62

سوزومه سر تکون داد: متاسفم ولی اگه بفهمه من گفتم عضو نسل s_62 ـه از دستم اعصبانی میشه....برای اومدن توی جامعه عادی مدت ها زحمت کشیده

تاکه میچی میخواست بحث کند اما لحن سوزومه جای بحث نگذاشت پس برای اینکه از سنگینی نگاه سوزومه جان سالم به در ببرد سریع تشکر و خدافظی کرد و رفت
جوری این کار ها را با ظرافت انجام میداد انگار وابسته به جانش بود
+(+)+)+(+)+
چند روز بعد :( مطابق با فصل۳ قسمت ۳)

موچو و سانزو جلوی در خونه تاکه میچی اومدن با یه ماشین لوکس و سیاه رنگ که شیشه های دودی داشت

تاکه میچی به مرد داخل ماشین نگاه کرد و با خودش فکر کرد : «این....این کاپیتان دسته شیشم نیست ؟ »

چیفویو نزدیک گوش تاکه میچی زمزمه کرد: اوضاع خرابه تاکه میچی....اون یکی از اعضای تومانه که جایگاه خاصی داره و اون...

اما چیفویو نتونست حرفش را کامل بزنه به دفعه تمام اعضای دسته شیشم که توی سایه ها پنهان شده بودن پیداشون شد و چیفویو و دوست های تاکه میچی رو گرفتن

تاکه میچی تعجب زده و گیج بود : وایستا ببینم اینجا چه خبره؟....
دیدگاه ها (۶)

خب خب من زندممم!!!!!⁦(⁠~⁠‾⁠▿⁠‾⁠)⁠~⁩( هنوز زندم البته 🗿 از فر...

...

پارت 46:آخرین خواهشمایکی لبخند غمگینی زد : لطفاً منو میکشی ؟...

پارت47:باران تاکه میچی هنوز همینقدر محکم داشت به لاستیک مشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط