پرده بردار زِ رُخسار كه جان بر لبِ ماست...

پرده بردار زِ رُخسار كه جان بر لبِ ماست...
دیدگاه ها (۷)

آن‌شب که تو در کنارِ مایی روزست..

امروز چنان مستم کز خویش برون جستم...

سر و پا گم کند آن‌کس که شود دلخوش از او ..

جانِ منی و یارِ من..

مهر رخسار تو می تابد ز ذرات جهانهر دو عالم پر ز نور و دیده ن...

صبح ظهور نزدیک است...

ماه من پرده از آن چهره زیبا بردار تا فلک لاف نیاید که چه ماه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط