بی هیچ صدائی می آیند

بی هیچ صدائی می آیند

زمانی که نمی دانی

در دلت یک مزرعه آرزو می کارند و

بی هیج نشانی از دلت می گریزند

تا تمام چیزی که به یاد می آوری

حسرتی باشد به درازای زندگی

چه قدر بی رحمند رویاهـا
دیدگاه ها (۱)

با تو لبخندم به رنگ یاس هاست عشق تو زیباترین احساس هاست یاد ...

خدایـــــــــــــــا فانوست را کمی پایین تر بگیر جاده ای ک...

گاهے وقتا تو رابطه هانیازے نیست طرف بهت بگه:برو !همین که ساع...

بَـــــراے ڪَسے بِـــــســـــوز⇩ڪہ بَرا خـــــاموش ڪَردَنت⇩ا...

سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست # در میان این و آن فرص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط