#سناریو

#سناریو
وقتی اونا برادر ناتنیت هستن و خون آشام و یه روز وقتی اون ها گشنشون بود دستت رو میبری


نامجون: نه هرگزز من خونت رو نمیخورم
ا. ت: خب میخوای چی بخورییی
نامجون: خون توی یخچال داریم از اون میخورم


جین: باشه مگه نمیخوای خونت رو بخورم؟
ا. ت: بخور خب
جین: حالا که گفتی نمیخورم😐😂


شوگا: خونت رو میخوره🍷



جیهوپ: اصلااا فکرشم نکن
ا. ت: خب چی میخوای بخوری؟
جیهوپ: وایمیسم تا بابا برگرده توئم دستتو بان پیچی کن


جیمین: ناح نمی ارزه
ا. ت: چی؟
جیمین: میگم خونت نمی ارزه باید حتما یه قربانی باشه



تهیونگ: پوکر فیس نگات میکنه و میگه

_برو دستتو ببند
چرا؟
_گشنم نیس


کوک: نیازی نیست دستتو ببری برو ببندش تو انباری کیسه خون دارم میخورم
دیدگاه ها (۷)

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت چهارم | «تقریباً لو رفت»روز بعد، ا/...

سناریو(بی تی اس)«وقتی عضو هشتمی و میرین فن ساین یه آرمی بهت ...

𓆩 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 𓆪پارت اول | «دخترِ انسانی»ا/ت از همون لحظه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط