ثگیل الیل من مر بالعیون

ثگیل الیل من مر بالعیون
لیل بلا حبیب یصیر خنگه
دیدگاه ها (۱۴)

"صبح" آمده تو کنار دستهای منعطر نفسهایت در دلم چشمهایت سبزی...

پنج شنبه استهمان روزی که دل میگیردو اشک در چشمان جاریروزی که...

من دلم میخواهد ‎باتو به سرزمین احساسم سفرکنم‎برایت عاشقانه ب...

آنچه روشن بکند صبحِ مرا،خنده‌ی توست در غیابت دلِ من،بی نفست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط