از روی مهر با من دلخسته یار شو

از روی مهر با من دلخسته یار شو

پاییز کوچه های دلم را بهار شو

ای مانده در نهانِ درختان و آفتاب

چون غم میان سینه ی من ماندگار شو

پایان التهاب شروع نگاه توست

من یک کویر تشنگی ام جویبار شو

در دوزخی که معصیت بودن آفرید

آرامش بهشتی یک چشمه سار شو

کی بی حضور آینه ها می توان شکفت

ای دل تو روبه روی من آیینه دار شو
دیدگاه ها (۳)

ﻣﺎ ﻗﻤﺎﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﺍﻭﻝ ﺑﺎﺧﺘﯿﻢﺩﺳﺖ ﺩﻭﻡ ﻫﻢ ﻧﯿﺎﻣﺪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺗﺎﺱ ﺍﻧ...

پیکرتراش پیرم و با تیشه ی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفریده ...

بی گُلِ رویت شمیمِ یاس ، میخواهم چکار ؟!دست های خالی از احسا...

یک شاخه عشق می‌دهمت ، بو نمی‌کنیدیوانه‌ای تو هم به خدا ، رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط