همخونه ی من p

همخونه ی من p¹



~~~~
به خودم اومدم و دیدم جلو در خونه اونم،جئون جونگ کوک،همخونه جدیدم،در اصل من همخونه اونم،بعد اینکه با خانوادم دعوای شدیدی کردم و اونا منو از خونه انداختن بیرون
،جایی رو نداشتم که برم ولی بهترین دوستم بهم گفت:میتونی این چند وقت رو خونه پسر خالم بمونی!خیلی آدم پرانرژی و خونگرمیه و جدیدا دنبال یه همخونس چون یکم دچار مشکل مالی شده بود"

پس منم امروز اومدم در دم خونش،جئون جونگ کوک
در زدم و منتظر موندم درو باز کنه که در باز شد و با یه پسر قد بلند و چهارشونه با تتو و پیریینگ مواجه شدم،صورتش سرد و بی حس بود،این بود آدم پر انرژی و خونگرم؟زهی خیال باطل
چند ثانیه بهم خیره شدیم،درواقع هرکدوم منتظر بودیم اونکی اول سلام کنه،خم شدم و گفتم:
ا.ت=سلام،من ا.ت هستم دو_
جونگ کوک=بیا تو!

با لحن جدی و سرد گفت و از کنار در رفت
با حس معذب وارد خونه شدم و سعی کردم از همون اول مرتب باشم و کفشام جفت کردم و با لبخند برگشتم که داخل خونه رو ببینم که...
لبخندم محو شد

د اخه مررددد این چه وصع خونس،لباسا از مبل آویزون بود،اشغال پیتزا و چیپس و کلی خوراکی دیگه،ظرف خالی رامیون پوست تخمه و شیشه های خالی الکل به تعداد زیاد،فک کنم باید اینجا حمالی کنم بیشتر...


سلام بچهااا،این اولین فیکمه امیدوارم خوشتون بیاد و حمایت کنیید


#فیک #جونگ‌کوک #فیک #جئون
دیدگاه ها (۰)

همخونه ی من p²~~~~~~~همینجور که داشت نوشابشو سر می‌کشید از ت...

لباس ا.ت و لباس جونگکوک

you with me ....

حق کامل😂😂🗿

سرنوشت "p,43...دست کوک رو گرفتم و با هم رفتیم توی پاساژ....ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط