تتو آرتیست من part

تتو آرتیست من [part³¹]

*کوک ویو*

جونگکوک از روی مبل بلند شد و رفت سمت پیشخوانی که اونجا پر مشروب بود و از متصدی یه بطری ویسکی و دو تا لیوان گرفت. اولین شات رو که خوردم، گلوم سوخت، جونگکوک سه شات بیشتر نخورد ولی من تا قطره‌ی آخر ویسکی رو خوردم. کاملا مست شده بودم، نمیدونم چرا ولی خیلی زیاد به جونگکوک نیاز داشتم.

*کوک ویو*

وقتی که ا/ت ویسکی رو خورد، احساس کردم که داره زیاده روی میکنه.

-ا/ت بسه... زیاد نخور!
+یکم بیشتر نخوردم... یکم دیگه بخورم!
-پس به اندازه بخور.

همینطوری که داشتم به رقصیدن تهیونگ و دیانا نگاه میکردم، متوجه ا/ت شدم که بطری ویسکی رو کامل تموم کرد و بهم یه نگاه مستی انداخت. بعد از اینکه کاملا مست شده بود، حرفای خیلی عجیبی میزد، انگار واقعا اون حرفی که توی کافه بهم زد《کاری نکن بجای اینکه تو بهم تجاوز کنی من بهت تجاوز کنم.》داشت به حقیقت میپیوست، نکنه واقعا میخواد همین کار رو بکنه؟

-ا/ت بسه... چقد میخوری؟
+من... کم خوردم... بازم میخوام بخورم! (با لحن مست)
-ا/ت بسه... خیلی مست شدی.
+کوک!
-جانم؟
+میخوامت...
-چ-؟
+بیا بریم توی اتاق... من تازه باهات کار دارم! (با لحن مست)

دستم رو گرفت و من رو از پله ها بالا برد و توی اتاقی که خالی بود، برد و من رو روی تخت انداخت و روم خیمه زد. به سمت لبام اومد و به اونا حمله ور شد و با ولع من رو بوسید. پسش زدم چون میدونستم قطعا فردا پشیمون میشه و ممکنه باهام قهر کنه! قهر چیه؟ اصن ممکنه کات بکنه. هلش دادم که باعث شد ازم جدا شه.

+ددی چرا همراهیم نمیکنی و هلم میدی؟ (با مستی)
-چون که زیرا... زیرا که چون!
+عههه. ددیییی... میخوامت... خودت هورنیم کردی... حالا باید تا تهش همراهیم کنی!
-ا/ت بسه... بعدا از این کارت پشیمون میشی.
+نمیشم! مهم الانه که میخوامت.
-ولی من نمیخوام.
+چراااا؟... ددی... (ددی رو با لحن سکسی گفت)
-ا/ت لطفا بس کن...

بعد از این حرفم ا/ت محکم لباشو روی لبم کوبید و مک های خیلی عمیقی میزد، انگار سال هاست که منتظر این لحظه هست. من که خیلی دوست داشتم همراهیش کنم ولی مطمئن بودم که اگه فردا همه چیز رو بفهمه خیلی بد میشه، برای همین دوباره پسش زدم.

-ا/ت اطفا کافیه... اگه بخوای همینجوری پیش بری برات بد تموم میشه...
+چیکار میکنی؟... همون کار رو انجام بده.
-قول نمیدم تا صبح زیرم دووم بیاری.
+نه... من دووم میارم.
-ا/ت نمیخوام کاری کنم که بعدا پشیمون بشی.

ا/ت بعد از این حرفم، دستش رو به سمت فاقم برد و از روی شلوارش دیکم رو توی دستش گرفت و فشار داد و همین فشار باعث به وجود اومدن ناله هام شد. سریع ا/ت رو هل دادم و از اتاق بیرون رفتم و از پله ها پایین دویدم. میتونستم صدای تلوتلو خوردن ا/ت رو بشنوم. خواستم به سمت کاناپه برم که توسط کسی کشیده شدم. بازم ا/ت بود. برگشتم سمتش و با کلافگی بهش نگاه کردم.

-ا/ت بس کن!
+نه... ددی... تولوخودااااااااا...
-ا/ت ولم کن... بس کن!

یه جوری بازوم رو گرفته بود که حتی نمیتونستم یه اینچ تکون بخورم.

+لطفا... خیلی بهت نیاز دارم ددی...

عصبانی شدم و بالاخره سرش داد زدم و از عصبانیت زیاد رگ گردنم بیرون زده بود.

-ا/ت بس کن! میفهمی؟ من نمیخوام بهت آسیب بزنم... اصن میفهمی من چی میگم؟ (با عصبانیت داد زد)

همونطور که با عصبانیت بهش نگاه میکردم، متوجه تغییر حالتش و جمع شدن اشک توی چشماش شدم. ناگهان با صدای بلند شروع کرد به گریه کردن. از اینکه سرش داد زدم احساس پشیمونی و گناه داشتم. نباید اونطوری سرش داد میزدم. بهش نزدیک شدم و دستامو دورش حلقه کردم، که خودش رو عقب کشید و در حالی که گریه میکرد، با عصبانیت بهم نگاه کرد و سرم داد زد.

+عوضی... لیاقت راضی کردن هم نداری... ازت بدم میاد... (با داد)
-ا/ت... من... من مت- (با لکنت)
+خفه شوووو... دیگه نمیخوام صداتو بشنوم. (با داد)
-ا/ت... لطفا آروم باش!
+گفتم خفه شو... من فقط میخواستم ت-

تا خواست حرفش رو کامل کنه که ساکت شد و من احساس کردم که حال نداره، چند قدم به عقب تلو خورد و چشماش بسته شد و بدنش به عقب افتاد، سریع به سمتش رفتم و کمرش رو گرفتم و نزاشتم بیوفته. بعدش براید استایل بغلش کردم و دوباره به سمت همون اتاق رفتم. در رو باز کردم و داخل اتاق رفتم و ا/ت رو روی تخت خوابوندم. خودم هم روی تخت رفتم و کنارش دراز کشیدم. به صورتش نگاه کردم، با اینکه گریه کرده بود و به شدت مست بود، باز هم به شدت زیبا بود. دستم رو به سمت صورتش دراز کردم و اشک های صورتش رو با انگشتام پاک کردم. صدای آهنگ پارتی و جیغ مهمونا در پس زمینه محو شد و من فقط محو تماشای چهرش شدم.

امیدوارم خوشتون بیاد قشنگام😆
ماچ به کلتون💋
تا پارت بعدی بدرود😶‍🌫️
شرط:

Like:20
Comment:20
دیدگاه ها (۱۸)

تتو آرتیست من [part³²]*ا/ت ویو**فردای پارتی*چشمام رو بالاخره...

تتو آرتیست من [part³⁰]*ا/ت ویو*+دیانا... خو چرا نمیری بهش نم...

تتو آرتیست من [part²⁹]*ا/ت ویو**فلش بک به قبل از پارتی*بعد ا...

Part ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط