فرض کن به عکاس بگويم تارهاي سپيد را سياه کند و چين و چروک

فرض کن به عکاس بگويم تارهاي سپيد را سياه کند و چين و چروک ها را ماستمالي و حتي از آن خنده ها که دوست داري برايم بکارد !

ولي باز هم از نگاهم پيداست چقدر به نبودنت خيره مانده ام
دیدگاه ها (۱)

من درختت میمانم …تو تبر هم که بشوی و بخواهی مرا قطع کنی ،آخر...

براى فرامـوش کردنت هـرشب آرزوى آلزایمر مـیکنم …خوش بــه حال ...

کاش ميشد يک لحظه جايمان را با هم عوض کنيم شايد تو ميفهميدي چ...

گاهي دلت از سن و سالت مي گيردميخواهي کودک باشيکودک به هر بها...

محو زیبایی او پارت ۲۳ویو تهیونگ چالش خطرناک چرا من در موردش ...

دارالذکر اولین دیدار

«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط