بانوی من
بانوی من؟؟
_حالا که اینجا هستید دوست دارم مطلبی را با شما به اشتراک بگذارم!
کمی مکث کرد و ادامه داد:
_و فکر میکنم برای شما بانوی من..،جالب باشه!
دخترک که حالا تحت تأثیر حرف های مرده روبروش قرار گرفته بود گفت:
_حالا که جالب بنظر میاد...فکر میکنم دوست دارم بشنوم!
_این عالیه بانوی من و میدونی این چیز جالب چیه؟
_خب چیه؟
_من میخوام شمارو بانو...شمارو مال خودم کنم!!
دختر با لحنی که کمی بهت زده بود حرفش رو بیان کرد:
_چی؟
اما مرد بدون در نظر گرفتن چیزی که دخترک روبروش گفته بود دست های بزرگ و قوی اش را دور کمر باریک دخترک گذاشت و ادامه داد:
_اجازه هست بانوی من؟؟
مشتاق نظراتون هستم.
امیدوارم دوسش داشته باشین!
_حالا که اینجا هستید دوست دارم مطلبی را با شما به اشتراک بگذارم!
کمی مکث کرد و ادامه داد:
_و فکر میکنم برای شما بانوی من..،جالب باشه!
دخترک که حالا تحت تأثیر حرف های مرده روبروش قرار گرفته بود گفت:
_حالا که جالب بنظر میاد...فکر میکنم دوست دارم بشنوم!
_این عالیه بانوی من و میدونی این چیز جالب چیه؟
_خب چیه؟
_من میخوام شمارو بانو...شمارو مال خودم کنم!!
دختر با لحنی که کمی بهت زده بود حرفش رو بیان کرد:
_چی؟
اما مرد بدون در نظر گرفتن چیزی که دخترک روبروش گفته بود دست های بزرگ و قوی اش را دور کمر باریک دخترک گذاشت و ادامه داد:
_اجازه هست بانوی من؟؟
مشتاق نظراتون هستم.
امیدوارم دوسش داشته باشین!
- ۱.۹k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط