اون روز تو اوج نا امیدی پروفسور اومد تا راه رو بهمون نشون

اون روز تو اوج نا امیدی پروفسور اومد تا راه رو بهمون نشون بده

اون روز که کاپیتان رفت، دلمون شکست، ولی انگیزمون بیشتر شد

اون روز که با تفاضل گل قهرمانی رو از دست دادیم، باختن و نا امید نشدن رو یاد گرفتیم

اون روز که با پنجره های بسته به فینال آسیا رسیدیم، جنگیدن با دست خالی رو یاد گرفتیم

و همین روز ها بودن که باعث شدن امروز، اینطور خوشحال باشیم

#پوکر
#قهرمان
دیدگاه ها (۱)

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

Enemys Embrsce [ part ۲۳ ]

#عذرخواهی#پارت-آخر_3چان کل شب چشم روی هم نزاشت و فقط از ا.ت ...

#حافظه_تاریخیبخش اولدرباره کودتای ۲۸ مرداد چی میدونیم؟ 👀🤌⌛یک...

چانی از ویو نزدیک😭😭😭نزدیک تررررر😭😭😭😭😭😭😭😭🥟: همه‌تون چطور بودی...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۳ *سانیار*در رو با یه ضرب باز کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط