آیدل جذاب من

آیدل جذاب من
پارت⁸⁵

ویو آنا
به خونه که رسیدیم بعد از عوض کردن لباسام تصمیم گرفتم وسایل هایی که گرفتم رو جابه‌جا کنم و خونه رو مرتب کنم

ات:تورو خدا ول کن آنا(با ناله)

آلیسا:وای راست میگه آنا

آنا:وایی کمتر غر بزنین،شماها برین من خودم کارارو میکنم

ات و آلیسا مثل خری که بهشون تیتاپ دادن ذوق کردن
ات یه بوس تو هوا فرستاد و رفت،از کاراشون لبخندی زدم و مشغول تمیزکاری شدم

ویو ۳ ساعت بعد:
با خستگی کش و قوسی به کمرم دادم،گوشی رو برداشتم با ساعت 3:40 روبه‌رو شدم؛یعنی من الان فقط میتونستم 5 ساعت بخوابمممممممم
شریع به سمت اتاقم رفتم و خودمو روی تخت پرت کردم و بعد از گذاشتن آلارم نفهمیدم کی به خواب رفتم

ویو ات
با سروصدا از خواب بیدار شدم

ات:این صدای چیهه(داد)

آنا:بلندشین دیگهه(داد)

بلند شدم و بعد از کار های لازم یه تیشرت و شلوارک با طرح گیلاس مناسب برداشتم و پوشید و موهامو گوجه ای بستم و بیرون رفتم،آلیسا هم انگار تازه از خواب بیدار شده بود،اون یه تیشرت و شلوارک با طرح پاپیون پوشیده بود ،چشمم به آنا افتاد،لبخند مرموزانه ای زدم

ات:آنا واسه کی اینقدر خوشگل کردیی؟

آنا:اومم،نمیدونم(با خنده)

آنا یه تیشرت و شلوارک با طرح خرس پوشیده بود

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۳)

آیدل جذاب من پارت⁸⁶ویو اتآنا قشنگ خونه رو مرتب کرده بود و می...

آیدل جذاب من پارت⁸⁷ویو آناکه تو به حرکت بلند کرد و منو روی ش...

آیدل جذاب منپارت⁸⁴ویو اتکه جیهوپ چشاشو ریز کرد ولبخند مرموزا...

آیدل جذاب من پارت⁸³ویو اتکه جیهوپ گفتجیهوپ:خب،اگه بخوابم بگی...

اجباری...

" سه شنبه "" ویو لیا " امروز روز عروسی بود و من واقعا دلم نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط