23سال از عمرم گذشت ... برای خیلی ها رفیق بودم---

23سال از عمرم گذشت ... برای خیلی ها رفیق بودم--- شاید خیلی ها نارفیق بودن!!! سعی کردم خوب باشم---- اما بدی دیدم اعتماد کردم---- نارو زدن عاشق شدم ----نرسیدم دوست داشتم(محبت کردم)---- لطمه خوردم مهربان بودم----بی تفاوتی دیدم برای همه شادی افریدم ---- اما غمگینم کردند!!!! لبهارو خندوندم ---- چشمهایم را گریاندند ... از تنهایی در اوردم---- تنها موندم پیچیده و دشوار بودن ---- من راحت و ساده!!! همدم و همراه شدم---- بعدها خنجر خوردم امامن رفیق بودم ---- و باز همون "رفیق" موندم و در آخر...... تا نفس دارم و زندم ---- رفیق خواهم ماند .
دیدگاه ها (۶)

کدومش?

زیر باران اگر دختری را سوار کردید جای شماره به او امنیت بدهی...

ــﻪ ﺟـﺎﯾــﯽ ﺭﺳـﯿـﺪﻡ ﮐـﻪ ﺩﯾـﮕـﻪ ﺧـﯿـﻠـﯽ ﭼـﯿـﺰﺍ ﻭﺍﺳـﻢ...

ﻭﻗﺘﻲ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻛﺴﻲ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﻧﻴﺴﺘﻲ ... ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﻱ ﺩﺳﺘ...

پارت نهم☆یه نیم ساعتی تو تراس موندم و بعد خواستم بیام طبقه پ...

تولد قهرمان من. پارت هشت

پرنسس من پارت ۲۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط