وقتی ساعت دو شب از بیرون میای خونه

وقتی ساعت دو شب از بیرون میای خونه

چان: یه نفس عصبی*کدوم گوری بودی؟ توضیحیم داری؟

لینو: ساعتو نگاه کن.. بهت گفتم خوشم نمیاد اینجوری نگران شم.. تاوانش سنگینه(اروم اروم میاد سمتت)

چانگبین: فقط منتظر یه توضیحم تا قانع شم وگرنه بعید بدونم امشب زنده بمونی

هیونجین: با کی بیرون بودی با این لباسات؟ این وقت شب تو نباید تو خونه باشی؟ خوشت میاد کاری کنی دعوا شه؟

هان:اگه تا دو دقیقه دیگه.. تا دو دقیقه دیگه دلیلی نیاری ک قانع شم امشب بجای ناله قراره جیغ بزنی

فلیکس: میای خونه و میبینی رو مبل خوابه میری سمت اتاق که تو راهرو یکی از پشت کمرتو میگیره و با اون صداش تو گوشت میگه: طبیعتا میدونی قراره تنبیه شی و حتما دردشو میتونی تحمل کنی ک حتی جواب تلفنم ندادی درسته؟

سونگمین: میاد سمتت و کمرتو میگیره و به خودش نزدیک میکنه جوری که نفسای داغ و عصبیشو حس میکنی*برام مهم نیس کجا بودی مهم اینه امشب ادب شی تا دیگه اینجوری نشه نه؟

جونگین:وقتی رسیدی دیدی رو مبل نشسته و داره سوجو میخوره* با این لباست.. پیش دوستای پسرت ک نبودی؟
ات: ن.. نه
جونگین: ولی وفتی به گوشیت زنگ زدم یه پسر جواب داد(با یکی از دوستای صمیمیت ک پسره رفته بودی بیرون) اروم میاد سمتت و تو همون حین کتشو در میاره*
دیدگاه ها (۱)

وقتی خیلی بهت بی توجهی میکنه و واس اینکه حرصشو دراری بش میگی...

وقتی جلوی مامان بابات خیلی بهت توجه میکنن و بغلت میکنن و این...

وقتی هی بهونه میگیری (خوابت میاد) چان : یه لحظه ساکت باش ببی...

تاریخ برگشتن اعضا از سربازی<°🪴☕️°>🪴☕️┊• نامجون : ²⁰ خرداد ¹⁴...

🍷مستی در شب🍷 🪐P27🪐فردا صبح خونه پر از نور خورشیده. ج...

سناریو | وقتی یه شوخی میکنی که حسابی نگرانشون میکنه، در حدی ...

این داستان اسید مطلق دنیا آمدن رین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط