خستم خسته مثل گربهای که تو بارون مونده
خستم. خسته. مثل گربهای که تو بارون مونده.
مثل پشهای که هِی خودش رو میکوبه به پنجره تا بره بیرون. مثل دستی که از شدت سوختگی تاول زده. یا اصلا مثل خری که تو گِل گیر کرده. قرار نیست که همهی مثالهامون شاعرانه و قشنگ باشن. شما اصلِ مطلب رو دریاب.
نفس کشیدن هرروز سختتر میشه و خندیدن راحتتر. آره خندیدن راحتتر میشه و گریه کردن سختتر. از ته دلم امیدوارم این مرحله براتون قفل باشه.
زندگی زهر است، بله! اما...
از وقتی تو رفتی زهر تر...
مثل پشهای که هِی خودش رو میکوبه به پنجره تا بره بیرون. مثل دستی که از شدت سوختگی تاول زده. یا اصلا مثل خری که تو گِل گیر کرده. قرار نیست که همهی مثالهامون شاعرانه و قشنگ باشن. شما اصلِ مطلب رو دریاب.
نفس کشیدن هرروز سختتر میشه و خندیدن راحتتر. آره خندیدن راحتتر میشه و گریه کردن سختتر. از ته دلم امیدوارم این مرحله براتون قفل باشه.
زندگی زهر است، بله! اما...
از وقتی تو رفتی زهر تر...
- ۱.۱k
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط