امروز سر چهارراه پشت چراغ قرمز بودم پسر بچه ای اومد و مقد

امروز سر چهارراه پشت چراغ قرمز بودم پسر بچه ای اومد و مقدار زیادی پاکت فال دستش بود. با حالت معصوم و گرفته گفت عمو چند تا ازم میخری ... منم گفتم فال چند میفروشی؟؟ با یه حس بدبختی و عجز گفت اینا فال نیست و سرشو پایین انداخت و زیر لب گفت: سهام استقلاله استقلال. . . . . . منم دلم سوخت چند تا گرفتم. . . من الان سهام دار شدم میفهمید سهام دار.(happy)(happy)(happy)(happy)(happy)
دیدگاه ها (۳۷)

#in_your_eyes"ادامه پارت ۸۸"ویو کایلافقط دلم میخواست مطمئن ب...

part 3به بزرگترین مرکز خرید سئول رسیدیم و از ماشین خارج شدیم...

ابلیس

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁷⁷«نیلوفر خونی» رو محکم تلفظ کردم...و ب...

professor Riddle,p57

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟎جونگکوک بعد از خداحافظی کوتاهی با همه ...

#part_97 #رها دستم رو گردن طاها بود و طاهام لباشو گذاشته بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط