من پر از دردم بیا یک ذره دلداری بده

من پر از دردم بیا ،یک ذره دلداری بده
فصل پایانی به این دوری اجباری بده

لحظه های من اسیر غم شده یک دم بیا
رنگ و بویی تازه به ساعات تکراری بده

بیت بیت شعرهایم را نگاهت آفرید
با نگاهی شاعرم کن باز هم یاری بده

بی تو هردم اشک بر چشمان من مهمان شود
باز آ ،من را نجات از این همه زاری بده

خسته ام از فاصله،دیگر زپا افتاده ام
ناتوانم کرده ای ،قول پرستاری بده

باز هم رؤیاست با تو گفتگو گر می کنم
بارالها فرصتی در وقت بیداری بده
دیدگاه ها (۱۳)

من را به گناهی که " نگاه تو " درآن بودبردند سر دار و .....تو...

هر بار که میخاهم چهره ات را بیاد بیاورم قلبم به تپش می افتد ...

من خلــــق شــدم تاکه پریشــان تو بـاشمدیوانـــه وسرگشتـــه...

گفتم #خدایا چگونه آغاز کنم؟؟؟گفت به نام منگفتم خدایا چگونه آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط