من که دلتنگ توام بامن بمان ، دل دل نکن

من که دلتنگ توام بامن بمان ، دل دل نکن
تا دلم خالیست ، درجای دگر منزل نکن

غرق چشمان توام ، آخربیا دستم بگیر
این تن بی طاقتم را دورازاین ساحل نکن

تا تو هستی، شعرِمن را میشود گاهی شنید
بی مروت ، این همه قول و غزل ، باطل نکن

من که جرمم عاشقی بودست حکمم انتظار
پس روا برمن تو حکم مجرم قاتل نکن

با تمام آرزوهایم سراغت آمدم
آرزوهای مرا با اشک چشمم ، گِل نکن

عاقبت من را دو چشمان تو در آتش فکند
بیش ازاین دیگر عذاب از آسمان نازل نکن.  
دیدگاه ها (۱)

من پری زاده ی مهتاب شدم، یعنی چه؟مثل آهو، زده از خواب شدم، ی...

دلم اگر چه شکسته ، اگر چه بیمار استولی به عشق تو چون هست مبت...

ساعت شنی به من یاد دادباید خالی شوی تا پر کنیدلی را… چشمی را...

پای رفته را میتوان برگرداند اما دل رفته را هرگز ...

من که دلتنگ توام بامن بمان ، دل دل نکنتا دلم خالیست ، درجای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط