پارت
پارت ۴
توی آرایش گاه بودم که ..
+این همه جلال رو حاجی چقدر خفن شده به جز من کلی عروس دیگه هم بود و یک عالمه خدمه که یکهو یکی از خدمه ها رفت خودشو چسبوند به کوک منم دیدم داره نگام می کنه فهمیدم باید نجاتش بدم چون از نگاهش معلوم بود رفتم پیش کوک گفتم
+عزیزم بریم ؟
-بریم پرنسس من
+تعجب کردم اینو گفت ولی خوب نقابمو حفظ کردم سوار ماشین .....
توی آرایش گاه بودم که ..
+این همه جلال رو حاجی چقدر خفن شده به جز من کلی عروس دیگه هم بود و یک عالمه خدمه که یکهو یکی از خدمه ها رفت خودشو چسبوند به کوک منم دیدم داره نگام می کنه فهمیدم باید نجاتش بدم چون از نگاهش معلوم بود رفتم پیش کوک گفتم
+عزیزم بریم ؟
-بریم پرنسس من
+تعجب کردم اینو گفت ولی خوب نقابمو حفظ کردم سوار ماشین .....
- ۶.۸k
- ۱۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط