زمستان بود و بی تابی، دلم جایی فدایی شد نفس در سینه خشکش

زمستان بود و بی تابی، دلم جایی فدایی شد نفس در سینه خشکش زد دلم با تو " هوایی " شد.

#شهریار
دیدگاه ها (۲۶)

در هوس خیال او همچو خیال گشته ام اوست گرفته شهر دل من به کجا...

اسفند ماهی که باشی همیشه یه تبسم آرامش بخش رو چهرته...!اسفند...

باران ببار هوس کردم کمی دلتنگ او باشم

به خاطر خودت میگویم:تنهایی کافه رفتن را یاد بگیرتنهایی مهمان...

سخن ، بى تو مگر جاى شنیدن دارد؟!نفس ، بى تو کجا ناى دمیدن دا...

بد هوایی تو رو کرده دلم

شرمم کشد که بی تو نفس میکشم هنوزتا زنده ام بس است همین شرمسا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط