شاهی در زمستان به نگهبانی گفت سردت نیست؟

شاهی در زمستان به نگهبانی گفت سردت نیست؟

گفت به سرما عادت دارم.

گفت می گویم برایت لباس گرم بیاورند ولی یادش رفت...

صبح جنازه نگهبان را دیدند که روی دیوار نوشته بود به سرما عادت داشتم اما وعده لباس گرمت ویرانم کرد...!!!
دیدگاه ها (۴)

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

برده عمارت جئون

+ آخه اون الان فکر میکنه که من دارم با تو...حرفشو ادامه نداد...

Part 1

فاصله یک لبخند تا جنون

تک پارتی ( دخترا لطفاً وقتی کاما ( ، ) میزارم کمی مکث کنید ...

بین اون دیوار ها ، قرار نبود اتفاقی بیوفته شاید چون هیچکدوم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط