پارت
پارت ۶۷
هرکی میره خونه ی خودش شب شده بود و خسته برگشته بودن خونه اون شب جیمین نزاشت ا.ت خونه تنها باشه (به به🥲)
ا.ت:من فردا باید برم یک سری کار انجام بدم
جیمین:حرفای دکتر رو فراموش کردی؟
ا.ت:باید برم بعدش استراحت میکنم
جیمین:نچ
ا.ت:میرم فردااااااااا
جیمین:پس زود برمیگردی
ا.ت:یکم مکث میکنه
ا.ت:ب..ب...باشه
میخوابن و فردا صبح میشه/
ا.ت قبل جیمین بیدار میشه توی کوله اش سه دست لباس میزاره با یک بطری آب و قرص هاش و سریع از خونه میره اداره توی اداره بهش ماموریت کوتاهی میدن میره و انجام میدتش
در همین هین جیمین بیدار میشه و میبینه ا.ت نیست شک میکنه چون کمد لباساش باز بود و توش لباسی نبود پش رد گوشی ا.ت رو میزنه و میره دنبالش به طور مخفی.
ا.ت:رئیس چانگ مُرده
گوشیو قطع میکنه میدوه توی اداره با یک استفا نامه میاد بیرون و با موتور فرار میکنه(عکسش موتور و لباس ا.ت توی پست هستش ببینید)
جیمین با موتور دنبال ا.ت میوفته
ا.ت:میبینتش و سرعتش رو تند تر میکنه
موتورش چپ میکنه بلند میشه و میدوه با تمام نیرو میدوه(نمیدونم چرا گفتم نیرو یاد فیزیک افتادم 😂💔)جیمین:پشت سرش میدوه ا.ت:میره توی فرودگاه و سریع پاسپورت رو میدت و مهر میخوره(جیمین میتونست بدون نشون دادن مدارک از مرز عبور کنه)ا.ت میره توی هواپیما و جیمین هم سوار هواپیما میشه ولی ا.ت رو گم میکنه پس درست روی صندلی جلویی ا.ت میشینه..
ادامه دارد...
هرکی میره خونه ی خودش شب شده بود و خسته برگشته بودن خونه اون شب جیمین نزاشت ا.ت خونه تنها باشه (به به🥲)
ا.ت:من فردا باید برم یک سری کار انجام بدم
جیمین:حرفای دکتر رو فراموش کردی؟
ا.ت:باید برم بعدش استراحت میکنم
جیمین:نچ
ا.ت:میرم فردااااااااا
جیمین:پس زود برمیگردی
ا.ت:یکم مکث میکنه
ا.ت:ب..ب...باشه
میخوابن و فردا صبح میشه/
ا.ت قبل جیمین بیدار میشه توی کوله اش سه دست لباس میزاره با یک بطری آب و قرص هاش و سریع از خونه میره اداره توی اداره بهش ماموریت کوتاهی میدن میره و انجام میدتش
در همین هین جیمین بیدار میشه و میبینه ا.ت نیست شک میکنه چون کمد لباساش باز بود و توش لباسی نبود پش رد گوشی ا.ت رو میزنه و میره دنبالش به طور مخفی.
ا.ت:رئیس چانگ مُرده
گوشیو قطع میکنه میدوه توی اداره با یک استفا نامه میاد بیرون و با موتور فرار میکنه(عکسش موتور و لباس ا.ت توی پست هستش ببینید)
جیمین با موتور دنبال ا.ت میوفته
ا.ت:میبینتش و سرعتش رو تند تر میکنه
موتورش چپ میکنه بلند میشه و میدوه با تمام نیرو میدوه(نمیدونم چرا گفتم نیرو یاد فیزیک افتادم 😂💔)جیمین:پشت سرش میدوه ا.ت:میره توی فرودگاه و سریع پاسپورت رو میدت و مهر میخوره(جیمین میتونست بدون نشون دادن مدارک از مرز عبور کنه)ا.ت میره توی هواپیما و جیمین هم سوار هواپیما میشه ولی ا.ت رو گم میکنه پس درست روی صندلی جلویی ا.ت میشینه..
ادامه دارد...
- ۶.۰k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط