دختره سنش دورقمی نشده

دختره سنش دورقمی نشده
از گوشش گوشواره آویزون کرده
از لبش حلقه از نافشم چیز میز و ...
من همسن این بودم نافمو دیدم یه روز کامل گریه می کردم،
فک میکردم سوراخ شدم ،
کمباد میشم میمیرم
دیدگاه ها (۱)

رمان عشق ممنوع

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 139♡⁠。⁠)⁩قلبم ا...

پارت ۴ (سرنوشت)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_6_فردا بیا شرکتم تا پول رو و...

پارت ۱۹پدر غیرتی منویو جیابهش نگاه میکردم که یکی از شورت های...

رمان تهیونگ

Part ²⁸ ویو لیلی ساعت 8 شب همینجوری نشسته بودم و به نیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط