اگر #شهر مالِ من بود،

اگر #شهر مالِ من بود،
در هر خیابانش یک #بغل_فروشی تأسیس میکردم
که اگر #پاییز بود و
نمِ #باران و
یک دنیا برگِ زردِ ریخته از درخت و
یک #دل که پر از #دلتنگی ست...
جایی باشد برای دقیقه ای در #آغوش کشیده شدن و ثانیه ای #آرامش و لحظه ای امنیت...
آری من اگر بودم،
به جای این همه درمانگاه و مریض خانه،
جای جای این شهر را
با #عشق رنگ میزدم تمام...
دیدگاه ها (۲)

️#می‌شود من به هوای#تو کمی مست کنم #بوسه بر چشم تو و #هرچه ...

#مـــن رام دیـــــــگری #نشـــــــــــــوم #وحشـــــــــــے ...

به من زنگ نزن به دیدنم بیا این تلفن لعنتیدکمه‌ی آغوش ندارد

در دریاےِپر تلاطمِ زندگےهمیشہ موجے رامےتوان یافتڪہ اگر با آن...

شب پرستاره برفراز رود رن ونسان ون گوگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط