مثل مرد
مثل مرد
صبح ها ناشتا میروم سر کار
آخر شب ها خسته و کوفته میرسم خانه.
تازه سیگار هم میکشم!
مردی شده ام برای تو!
فقط مانده یک کار کوچک
که آن هم همین روزها به حول و قوه ی الهی انجام میشود.
منتظر وامی هستم که حاج آقا جوادی پیش نماز محل قولش را به بی بی داده.
دیگر هوندا 125 را که بگیرم میشوم همان که باید!
فکرش را بکن ...
بعد طبقه ی بالای خانه مان را آماده میکنم
می شود لانه ی عشقمان!
ترک موتورم سوارت میکنم توی محل دور دور میکنیم و دل میسوزانیم .
من دل مریم دختر کج و کوله ی آقا مرتضی فرش فروش را و
تو دل مجتبی پسر عمویت را!
چشم ندارند خوشی مان را ببینند.
شاید اصلا جلوی مجتبی یک تک چرخ هم زدیم دوتایی؟
خوب است نه؟
راستی محبوبه جان ...
شب برایم املت هم درست کنی میخورم و جیک نمیزنم ها.
ظرف های شام هم با من ...
دیگر چه کار کنم برایت خانومم!
فقط خدا کند امشب آقا رسول رفتگر محل بیاید سر کارش ...
وگرنه چه کسی قلاب بگیرد این نامه را
برسانم پشت پنجره ی اتاقت!
آخر بنده خدا از همان سالی که از این جا رفته اید !!!شبها خودش را قایم میکند که قلاب نگیرد برایم!
فکر کنم به خاطر وزنم باشد!
نه؟
قرارمان ساعت 9 پشت پنجره ...
سوت بلبلی مخصوص را که زدم چارقد سرت کن درد و بلایت بخورد به سر مجتبی ومریم انشا الله!
حامد نیازی
صبح ها ناشتا میروم سر کار
آخر شب ها خسته و کوفته میرسم خانه.
تازه سیگار هم میکشم!
مردی شده ام برای تو!
فقط مانده یک کار کوچک
که آن هم همین روزها به حول و قوه ی الهی انجام میشود.
منتظر وامی هستم که حاج آقا جوادی پیش نماز محل قولش را به بی بی داده.
دیگر هوندا 125 را که بگیرم میشوم همان که باید!
فکرش را بکن ...
بعد طبقه ی بالای خانه مان را آماده میکنم
می شود لانه ی عشقمان!
ترک موتورم سوارت میکنم توی محل دور دور میکنیم و دل میسوزانیم .
من دل مریم دختر کج و کوله ی آقا مرتضی فرش فروش را و
تو دل مجتبی پسر عمویت را!
چشم ندارند خوشی مان را ببینند.
شاید اصلا جلوی مجتبی یک تک چرخ هم زدیم دوتایی؟
خوب است نه؟
راستی محبوبه جان ...
شب برایم املت هم درست کنی میخورم و جیک نمیزنم ها.
ظرف های شام هم با من ...
دیگر چه کار کنم برایت خانومم!
فقط خدا کند امشب آقا رسول رفتگر محل بیاید سر کارش ...
وگرنه چه کسی قلاب بگیرد این نامه را
برسانم پشت پنجره ی اتاقت!
آخر بنده خدا از همان سالی که از این جا رفته اید !!!شبها خودش را قایم میکند که قلاب نگیرد برایم!
فکر کنم به خاطر وزنم باشد!
نه؟
قرارمان ساعت 9 پشت پنجره ...
سوت بلبلی مخصوص را که زدم چارقد سرت کن درد و بلایت بخورد به سر مجتبی ومریم انشا الله!
حامد نیازی
- ۱.۹k
- ۳۱ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط