تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمی‌ماند

تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمی‌ماند

چه باید گفت با آن کس که می‌دانی نمی‌ماند؟!
دیدگاه ها (۱)

دیگر عکس هایش آرامم نمی کندمن به دستانش نیاز دارمخدایا بهشت ...

عاشق آن است که حرفش به عمل ختم شودوَرنَه هر مُدعیِ لاف زنی ع...

با لب سرخت مرا یاد خدا انداختیروزگارت خوش که از میخانه، مسجد...

دل نخواهم جان نخواهم آن من کو آن من❤

تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمی‌ماندچه باید گفت با آن‌کس ک...

سلام ema عزیز گاهی پیش می آید که دلت یک اتفاق خوب می خواهد.ا...

پیرمردی مشت خاکی را نشانم داد و گفت:جـز همین از ما نمی‌ماند،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط