میفروشم عشق را از جنس غربت میخری

میفروشم عشق را از جنس غربت میخری؟
میفروشم غربتم از جنس ظلمت میخری ؟

شاعری هستم شکسته، مونس من دفترم
میفروشم شعرها از جنس حسرت میخری؟

گاه گاهی گریه کردم، در میان شعرها
میفروشم اشکها از جنس محنت میخری؟

کاسه ی صبرم شده لبریز از نامردمی
میفروشم طاقتم از جنس غیرت میخری؟

زخم خنجر یادگاری، داده است دوست
میفروشم این نشان از جنس تهمت میخری؟

من ندارم هیچ در دست، کلبه ای ویرانه ام
میفروشم هستیم از جنس خلوت میخری؟

بیکسم تنها رفیق من شده این خاطرات
میفروشم خاطرات از جنس شوکت میخری؟

میشود من را به مهمانی بری بر آسمان
میفروشم این زمین از جنس خفت میخری؟

با اجل بود صحبت سنگ صبورِ غصه ها
میفروشم زندگی از جنس حسرت میخری؟
دیدگاه ها (۳۳)

چگونه استـــ حال من…با غمـــ ها می سازمــــ…باکنایه ها می سو...

️ قلب ندارند آدمهایی که به سادگی تنهایَت میگذارَندنه تنها قل...

کم کم یاد خواهی گرفت...تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دست،و زن...

تو می گذری…من می گذرمتو از من – من از دلتو می خندی…من می خند...

میفروشم عشق را از جنس غربت میخریمیفروشم غربتم از جنس ظلمت  م...

میفروشم عشق را از جنس غربت میخریمیفروشم غربتم از جنس ظلمت  م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط