از بچگی عاشق کمک کردن بودم.مورچه هارو میگرفتم مینداختمشون

از بچگی عاشق کمک کردن بودم.مورچه هارو میگرفتم مینداختمشون تو آب بعد super woman میشدم میرفتم نجاتشون میدادمو عین خرکیف میکردم.تازه یبارم ی گربه ی بدبختو که همسایمون واسه حفظ جون ماهیاش بسته بود تو کوچه رو آزاد کردم....روح ماهیا شادویادشان گرامی :-|
دیدگاه ها (۴)

نمیگی چیزیی ؟ نمیایی ؟ سرت تو لاکه خودته نع ؟ باشه راحت باش ...

بعد از اینهمه سال...دلم بچگی میخواد...از همونا که هر روز پیش...

پارت هفده کیوت جذاب ..................................ا.ت وی...

یادمه از بچگی تاالان هروقت بارون میومد خرکیف میشدمو میدویدم ...

☆ازدواج اجباری☆P♡14_________________*ویو سومی**صبح شده بود و...

عماد💛 کم کم حس میکردم ک الی داره بهم علاقمند میشه اخه بیشتر ...

hi

پسر بد (29)

پارت 107

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط