خاطرات یک آرمی فصل پارت

خاطرات یک آرمی فصل ۴ پارت ۱۶




+عرررررر عررررررر
شوگا: چیشده دوباره مثه خر داری تو گوشمون عرر عرر میکنی؟ (به فارسی)
+اولاً آگوست دی جان خیلی بی ادبی که به همچین خانم محترمی اینطوری توهین میکنی دوماً حاجی پشمام! چقدر تلفظت خوب شده یک لحظه فکر کردم از داداشای خودمونی شیطون! و سوماً... عاممم.. سوماً...
شوگا: خب سوماً؟!
+عااممم هیچی دیگه! مورد همینا بود!
نامجون: خب حالا چیشده خوابگاه رو باز گذاشتی رو سرت!
+واااییییییی باورم نمیاد!!!!!
جونگ‌کوک: باورم نمیشه شنیده بودم باورم نمیاد دیگه جدیده!
جیم: ول کن کوک.. این هر روز از خودش لغت میده بیرون!
ته: آره اگه دکتر نبود باید حتماً معلم ادبیاتِ کره‌ای میشد!
جین: من که لغتاشو حفظ میکنم! واسه رو کم کنی خوبیه!
نامجون: آهاا! اونوقت میخوای روی کی رو کم کنی؟!
+اههههه نمیذارین من حرف بزنما!
هوپ: جان وانی! تو بگو.. اینا پرحرفن!
+مرسی هوسوکیم.. خب دوتا خبر دارم! یکی خوب یکی بد اول کودومو بگم؟!
جیم: خب خوبه رو بگو..
+بلک‌پینک دار میاد نیویورککککک! آرررررررره!!!! من خوشبخت‌ترین انسان زمینم!! میدونین چرا؟؟؟ چون منم توی نیویورکم!!! این معرکه نیست؟؟؟؟؟؟؟
اعضا با چشای از کاسه دراومده نگام کردن.
ایندفعه خودمم به سلامت روانیم شک کردم.. توجه داشته باشید عزیزان!! فقط شک کردم...
کوک: خب حالا خبر بده چیه؟
+آره! خبر بده‌ هم که... اصن برای کنسرت و فن ساین لباس ندارم بپوشمممممممم!
ته: مگه میخوای بری؟
+تهیونگ من اینجا کشکم؟! یه بلینک همه فن حریف داره میره خودشو بهشون معرفی کنع!!! مگه میشه اصن؟ تازه من صندلی و بلیت وی آی پی گرفتم.. البت.. با پول های پی دی گلابی!
نامجون: تو از بک شی هیوک پول گرفتی؟؟،
+وظیفه‌اش بود خو... هرچند کلی بخاطرش دوست دخترشو هم تهدید کردم!
جیم: تو با دوست دختره پی دی نیم چیکار داشتی؟؟؟
+اههههه! پیرمرده ۱۰۰ ساله دوست دختر کوچیک‌تر از من داره! از خداشم باشه.. من نبودم الان داشت برای خودش دنبال یه زیده دیگه میگشت!
شوگا: مگه چیکارش کردی؟؟
+نزدیک بود تمام آمارهای خیانتش رو بذارم کف دستِ دوشیزه جونش! شانس آورد مقاومت نکرد!
ته: بابا تو دیگه کی هستییییییی!
+وانیا عزیزم.. وانی هستم!
کوک: تو رفتی از مدیرعامل موفق‌ترین شرکت موزیک جهان پول اخاذی کردی!، بابا عجب جرعتی!!!! دیگه چیکارا بلدی و ما خبر نداریم؟
+واا! چاقو که نذاشتم زیره گلوش! خودش باید بفهمه احساسات یک خانوم رو به بازی نگیره! هرچند سه میلیون دلار یکم واسه من زیادیه!
هوپ: آاااه! حقوق دوماه ما انقدر که به تو داده نمیشه!!!
+خب عیبی نداره که عزیزانم! باهم تقسیمش میکنیم! تعارفی که نداریم!
جین: چجوری این همه پول به تو داده؟؟
....
.
.
.
.
.
دیدگاه ها (۲۲)

خاطرات یک آرمی فصل ۴ پارت ۱۷جین: چجوری این همه پول به تو داد...

خاطرات یک آرمی فصل ۴ پارت ۱۸نامجون: زیاد اونجا دردسر درست نک...

خاطرات یک آرمی فصل ۴ پارت ۱۵دارم کم کم به گوه خوردن میوفتم ک...

خاطرات یک آرمی فصل ۴ پارت ۱۴+خب هوبی اگه بخوای خودمونی بگی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط