***خدای فرش***

***خدای فرش***

گر روزگارم تلخ است
گر تمام دنیا در چرخ است
گرکس نباشد در کنارم
گر تنهایی هایم از ترس است
همه کس روند از برم
یک نفر در عرش است
که میداند نوای دلم
در دست آن خدای فرش است
شاید بدانی که آن کیست
که برایم درمان درد است
نوش دارویم با من بمان
که خواست خدای عرش است*
دیدگاه ها (۱)

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

گر روزگارم تلخ است گر تمام دنیا در چرخ است گرکس نباشد در کنا...

الهی!!امسال بعد از اتمام دهه ی سوم زندگی کم کم میفهمم معنی خ...

..للحق طرح نوشت : #الهی!!امسال بعد از اتمام دهه ی سوم زندگی ...

روزها دنبال واژه ای میگشتم تا مودبانه با خدایم درد دل کنم تم...

مـن دختر آذری و پاییز هستمخوش نقش و نگار فرش تبریز هستممـن ز...

مـن دختر آذری و پاییز هستمخوش نقش و نگار فرش تبریز هستممـن ز...

داداش اکرم مرتب تهدید میکرد و میکند که هرویین در خانه میگذار...

تنهاخدا میداند وبس من هرگز اهل خود ستایی نبودم هرگزهمیشه در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط