نازنینا ناز کن نازت خریدارم بدان

نازنینا ناز کن نازت خریدارم بدان



با دو چشم ناز خود راز نهانم را بخوان



آمدی خوش آمدی ایام عیدی چون بهار



مرحمت کن با کیان تا جان بدن دارم بمان



من نه یک دل بلکه صد دل عاشقت گشتم دلا



راز عشقم را نپرس تا سرّ آن دانی چه سان



خواهم آمد کوی تو جانا ببینم روی تو



در مبند بر روی من خواهی بخواه خواهی بران



از من عاشق چه خواهی جز وفای عاشقی



میدهم در راه عشقم جان خود دارم توان



من گدای کشور گلهای عشقم نازنین



تو همان سلطان گلهایی برایم چون شهان



می سپارد تا کیان قلب اش به دلداری چو تو



می نویسد دفتری از وصف تو بین و بخوان
دیدگاه ها (۱)

دلبران، دل میـبرند، اما تـو جانم میـبرےناز را افزوده ، با نا...

عاشقانه

دلبران، دل میـبرند، اما تـو جانم میـبرےناز را افزوده ، با نا...

دلبران،دل میـبرند.اما،تـو جانم میـبرے"ناز را افزوده ، با ناز...

دلبران،دل میـبرند.اما،تـو جانم میـبرے" ناز را افزوده ، با نا...

دلبران، دل میـبرند، اما تـو جانم میـبرےناز را افزوده ، با نا...

دلبران، دل میـبرند، اما تـو جانم میـبرےناز را افزوده ، با نا...

دلبران، دل میـبرند، اما تـو جانم میـبریناز را افزوده ، با نا...

دلبران، دل میـبرند، اما تـو جانم میـبریناز را افزوده ، با نا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط